

اگر مسئلۀ جنسی در جامعه بهرسمیت شناخته شود و عقلانی شود، دیگر نه کسی بهخاطر فقر دنبال فحشا میرود و نه بهخاطر پولدارشدن
گفتوگویی صریح با ابراهیم فیاض در مورد رواج روسپیگری و راههای کنترل آن
گفتوگوکننده
معصومه آقاجانپور
او کیست؟
ابراهیم فیاض استاد گروه مردمشناسی دانشگاه تهران است که در حوزههای مختلف اجتماعی و فکری صاحبنظر است. او کتابهای متعددی در حوزۀ مسائل اجتماعی ایران تألیف کرده است؛ «مردمشناسی دینی»، «توسعه در ایران»، «سیاست، دین و فرهنگ» ازجملۀ این کتابها هستند.
چرا سراغ او رفتیم؟
ابراهیم فیاض همواره بهعنوان چهرهای علمی شناخته میشود که اظهاراتش چه در حوزۀ اندیشه و چه در حوزۀ اجتماعی جنجالآفرین است؛ او همواره اظهاراتی بدون تعارف دربارۀ زیست جنسی در ایران داشته است و بهصراحت نقدهای خود را به اقشار مختلف بیان میدارد. دو سال هم به دلیل طرح موضوع فحشا، در یکی از شهرهای مذهبی ایران از او شکایت شد و همین امر موجب شد تا برای مدتی از محافل رسانهای دوری گزیند.
برای گفتوگو با او چه محورهایی مدنظر داشتیم؟
انگارۀ فقر و فحشا اگرچه هنوز حضور پررنگی در جامعه دارد، اما تغییر ارزشهای جامعه گویی این انگاره را هم دستخوش تغییر کرده است. اکنون تنفروشی تنها برای رهایی از فقر نیست، بلکه ابعاد دیگری هم چه از منظر تقاضا و چه از منظر عرضه پیدا کرده است؛ به همین دلیل، تغییر ماهیت روسپیگری در ایران و علل آن، از موضوعات اصلی بحث با ابراهیم فیاض بود. در کنار این موضوع، بحث علل گسترش زیست جنسی خارج از چهارچوب خانواده و راهکار اصلاح این روند مورد بحث قرار گرفت.
*بنا به گفتۀ شما در چند سال اخیر، جامعۀ ایرانی با نوعی انقلاب جنسی مواجه بوده است؛ دراینبین، روسپیگری بهعنوان نوعی انحراف جنسی نیز، متاثر از این انقلاب جنسی چقدر تغییر ماهیت داده است؟
روسپیگری به معنای اقتصادیشدن مسئلۀ جنسی است. اوج اقتصادیشدن یک جامعه، یعنی اینکه رابطۀ جنسی نیز اقتصادی شود. این بدترین نوع اقتصادیشدن یک چیز است، چون اقتصاد در این شرایط بهشدت غیراخلاقی میشود، درحالیکه رابطۀ جنسی یک رابطۀ بهشدت انسانی است. ظریفترین، عمیقترین و لطیفترین رابطۀ انسانی، رابطۀ جنسی است؛ ولی متأسفانه در جامعۀ ما چندان به آن توجه نمیشود و شناختی در مورد آن وجود ندارد، چون ما یک جامعۀ رهبانی هستیم و با بحثهای جنسی مشکل داریم. مسائل جنسی در ایران هیچگاه بهرسمیت شناخته نمیشود و این عدم شناخت و عدم بهرسمیتشناختن برای خانمها بیشتر است؛ حتی بعد از ازدواج هم به مسائل جنسی زنان چندان توجه نمیشود و این عدم توجه باعث شده تا زنان دچار بحرانهای شدید شوند. زنان بهویژه مطلقهها، بیوهها و مجرد قطعیها، احساس تنهایی زیادی میکنند و به همین خاطر، مثلا میزانِ خودکشی آنها زیاد شده است. همین خانم بازیگری که اخیراً خودکشی کرد، در مصاحبهای گفته است که اگر به گذشته برمیگشتم، یک زن خانهدار میشدم و بچههایم را بزرگ میکردم.
مسئلۀ دیگر، پررنگشدن فردیت در جامعه است. فردیت زمانی در جامعه ایجاد میشود که آسایش بهوجود میآید. فردیت، نفی دیگری است که در آن فرد فقط به خود اهمیت میدهد؛ یعنی فردیت به خودمحوری یا اگوئیسم تبدیل میشود. فرد خودمحور بهشدت از دیگران نفرت پیدا میکند، مخصوصاً نفرت جنسی. در فردیت، از عشق و عاطفه خبری نیست. مشکل ما این است که عشق و عاطفه مخصوصاً در زنان از جامعه رفته است.
*پیوند میان این مشکلات با مسئلۀ روسپیگری کجاست؟
مسئلۀ اصلی، کمرنگشدن خانواده است. اوج عشق و عاطفه بین دو نفر در رابطۀ جنسی بروز پیدا میکند. اگر غلیان عشق و رابطۀ جنسی بین دو نفر بهوجود بیاید، خانواده تشکیل میدهند و تصمیم به بچهدارشدن میگیرند. تازه بعد از بچهدارشدن، رابطۀ جنسی شدیدتر هم میشود، چون عاطفه میان زن و شوهر بیشتر میشود؛ البته درصورتیکه زن تنها به فرزندش نچسبد و ازنظر جنسی شوهرش را رها نکند. از اینجا بزرگترین مشکل جامعه ایجاد میشود؛ در این حالت، مرد به رابطۀ بیرون از خانواده کشیده میشود. اگر خانه و خانواده -با این سیستمی که بیان کردم- قوی باشد، از فحشا خبری نیست، اما اگر خانواده به دلایل متفاوت ضعیف شد، فحشا قوی میشود.
فحشا در خیابان است، ولی خانواده در خانه است. فحشا در خانه معنا ندارد. اگر خانوادهای بفهمد فاحشهای در خانه وجود دارد، فوری عکسالعمل نشان میدهند، کل خانواده نیز احساس ناامنی میکند؛ نهتنها در ایران که در اروپا هم اینچنین است. موقعی که در استراسبورگ فاحشهها کنار خیابان ایستادند، یک هفته در فرانسه تظاهرات شد. هیچجا فحشا قانونی نیست و تنها از باب اضطرار آن را پذیرفتند. تنها در دو کشور فحشا قانونی است، یکی در تایلند و دیگری در ترکیه که کشوری اسلامی است و ادعای مذهب هم دارد!
*مواردی که فرمودید بیشتر در نسبت گرایش به روابط خارج از خانواده و یا نتایج کمرنگشدن خانواده در زندگی افراد است. اگر امکان دارد در مورد مختصات روسپیگری و تغییر و تحولات آن در چند سال اخیر صحبت کنیم. برخی روسپیان به دلیل فقر و مشکلات اقتصادی حاضر به تنفروشی میشوند که این افراد به لحاظ روحی آسیب زیادی هم میبینند، اما برخی نهتنها فقیر نیستند، بلکه درآمدهای کلان هم دارند. این تغییر ماهیت چگونه رخ داد؟
یک زمانی فرد ممکن است از باب اضطرار (مشکلات اقتصادی) به روسپیگری روی بیاورد، اما یک زمانی واقعاً بحث درآمدزایی مطرح است. الان متأسفانه در جامعۀ ما روسپیها درآمدهای کلان دارند، مثلاً ماهی صد تا دویست میلیون درآمد دارند.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
قیمت: 5,000 تومان
قیمت: 5,000 تومان
