

وقتی که ازدواج صورت میگیرد، باید با خانوادهها رفتوآمد کنید. باید با اقوام معاشرت کنید. درواقع از آن حالت دوتا بودن خارج میشوید و ناخودآگاه اجازه دخالت کردن به اطرافیان داده میشود
گفتوگو با خانم و آقایی که ازدواج سفید را بهعنوان الگوی رابطۀ خود برگزیدهاند
گفتوگو کننده
سمیه بلباسی
*علی 30 سال شغل: امور بازرگانی
*شقایق 27 سال شغل: حسابدار
*مدت زندگی در کنار هم: 2 سال
امروزه با اشکال جدیدی از همزیستی مواجه هستیم که تفاوتهای آشکاری با شکل عرفی ازدواج دارد. در گونهای از این روابط جدید، زن و مرد نه به عنوان زن و شوهر بلکه در قالب آن، زیر یک سقف زندگی مشترک خود را آغاز میکنند بدون آنکه به لحاظ شرعی و قانونی ازدواجی صورت گرفته باشد. این سبک از زندگی مشترک که بیشتر با عنوان ازدواج سفید شناخته میشود، اگرچه به دلایل متعددی چون تغییر الگوی روابط جنسی، مشکلات اقتصادی، کاهش اعتقادات دینی و انزجار از برخی سنتها رواج پیدا کرده است، اما دارای مولفههای دیگری هم هست که به طور آشکار با فردگرایی ربط مستقیم دارد. فرار از تعهدات قانونی ازدواج، رهایی از مسئولیتهای اجتماعی، عدم تمایل به بچهدار شدن و دست و پاگیر بودن مسئولیتهای ناشی از تشکیل خانواده برای رشد فردی از جملۀ این مولفهها هستند.
علی و شقایق زوجی هستند که به رسمِ غیرمرسوم جامعۀ ایرانی، بدون ازدواج رسمی، زندگی مشترکی را آغاز کردهاند. آنها هم علت انتخاب این سبک از زندگی را همان مواردی برشمردند که معمول زندگی به سبک ازدواج سفید است که این دلایل یا به طور آشکار در صحبتهایشان عیان است و یا در نهان گفتارشان قابل بررسی. اما آنچه که بیش از همه در این مصاحبه به موضوع فردگرایی پهلو میزند، ترجیحشان بر زیست «دوتایی» و حفظ «حریم»شان در مقابل جمع خانواده و دوستان است.
علی: اول خانمها.
شقایق: من و علی امسال وارد چهارمین سال از دوستیمان شدیم و دو سال است که داریم با هم زندگی میکنیم. همیشه تلاش میکردم وقتی با کسی وارد رابطه دوستی میشوم، هیچوقت رابطۀ احساسی با طرف مقابل برقرار نکنم. ولی علی احساسیترین انتخاب من بود.
شقایق: من و علی در یک جمع دوستانه به مدت دوسالوخردهای دوست عادی بودیم. در این دو سال، من با دوست علی دوست بودم، اما رابطۀ خوبی با هم نداشتیم و مدام با هم کشمکش داشتیم. بالاخره با فراز و نشیب زیاد آن رابطه را تمام کردم که در همۀ این کشمکشها همراهی و صمیمیت علی خیلی به من کمک کرد. بعد از مدتی، احساس کردم که هر دو به هم علاقهمند هستیم. درواقع من از احساس علی سورپرایز شدم. تقریباً میتوانم بگویم همه مخالف شکلگیری این رابطه بودند. تمام خانواده و دوستان همه مخالف بودند. فقط من مانده بودم و علی. هیچکس را کنارمان نداشتیم و با توجه به اینکه من کمی آدم ریسکنکنی هستم، علی خیلی به من کمک کرد که بتوانم با این شرایط کنار بیایم و روزبهروز این احساس قویترشد. الان دیگر همه پذیرفتند و کنارمان هستند. دلیلش هم این بود که ما دو نفر همیشه پشت هم بودیم.
علی: من برخلاف شقایق آدم ریسکپذیری بودم و هستم و شقایق یکی از بزرگترین ریسکهای زندگی من و احساسیترین تصمیمی بود که گرفتم. دلیل مخالفت اطرافیانمان این بود که شخصی که شقایق قبل از من با او در رابطه بود، دوست صمیمی من بود و همه شقایق را با آن شخص دیده بودند و من را کنار آن شخص. یکی از دلایلش هم مخالفت آن شخص و سنگهایی بود که میانداخت. تقریباً یک سال با تمام زیرآبزنیها و فشارها و تهدیدها کنار آمدیم و یک گوشمان در بود و یک گوشمان دروازه و سعی کردیم هیچ توجهی به حرفوحدیثها نداشته باشیم. بیشتر سعی کردیم به همدیگر روحیه بدهیم و نشان بدهیم که چقدر برای همدیگر مهم هستیم.
شقایق: همزمان با پذیرش رابطۀ دوستی من و علی از طرف خانوادهها (البته بیشتر منظورم خانوادۀ علی است چون خانوادۀ من زیاد مخالف نبودند)، خانوادۀ من قرار بود از تهران بروند و من میخواستم جدا از آنها زندگی کنم. علی هم دیگر 28 سالش بود و تصمیم گرفته بود مستقل زندگی کند.
علی: آن مقطع همزمان شد با جدا شدن پدر و مادرم از همدیگر. یعنی تا آن موقع دچار طلاق عاطفی بودند ولی در آن مقطع رسماً از هم جدا شدند. در این مواقع، جو خانه خیلی سنگین است. پدر و مادر، بچهها را به بهانهای میاندازند وسط دعوای خودشان و بچهها هم دچار کشمکشهایی میشوند. فشار مضاعفی به بچهها در این شرایط وارد میشود. از طرف دیگر، چون برادر و خواهرم خیلی خودشان را درگیر این موضوع نکرده بودند و من تنها کسی بودم که مدام وسط دعوای پدر و مادرم بودم، دیگر خیلی خستهام کرده بودند و بعد از اینکه این دعواها را سروشکلی دادم، تصمیم گرفتم مستقل شوم. علت دیگر این تصمیم کرونا بود. من دورکار بودم و باید از خانه کار میکردم و چون فضای خانه خیلی سنگین بود، تصمیم گرفتم دیگر در خانه نباشم. چون بالاخره کار کردن در خانه و هماهنگ شدن با بقیۀ اعضا خیلی سخت است. خیلی آدم متعهدی هستم و خیلی برایم مهم بود که کارهایم را بهموقع تحویل بدهم. اینها همه باعث شد فشار زیادی به من در زندگی بیاید و تصمیم گرفتیم که با شقایق با هم زندگی کنیم. واقعاً هم یک تصمیم یکشبه بود. در عرض یک هفته، خانهمان را اجاره کردیم.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
قیمت: 5,000 تومان
