

رفتارهای خودمحورانه یک زمان ریشه در فرهنگ دارد و یک موقع اثر زخمهای روانی است که در دوران بزرگسالی تبدیل به رفتارهای بهظاهر فردگرایانه میشود. این دو هرکدام تحلیل مجزایی میطلبد
گفتوگویی از ابعاد روانشناختیِ فردگرایی با عباس جواهری
گفتوگوکننده
معصومه آقاجانپور
او کیست؟
عباس جواهری محمدی رواندرمانگر و استادیار روانشناسی تربیتی و مشاورۀ دانشگاه تهران است. او مدرک دکترای آموزش مشاورۀ خود را از آمریکا دریافت کرده است و اکنون عضو انجمن مشاوران و سوپرویژن آمریکا نیز هست.
چرا سراغ او رفتیم؟
جواهری از جمله استادانی است که علاوه بر تسلط بر مباحث نظری حوزۀ روانشناسی، به دلیل اهتمام به حوزۀ رواندرمانگری و مواجهه با نمونههاي متعدد مراجعين، شناخت دقیقی از رفتارهای فردی و اجتماعی ایرانیان دارد.
برای گفتوگو با او چه محورهایی مدنظر داشتیم؟
موضوع فردگرایی در دو حوزۀ روانشناسی فردی و اجتماعی قابل بحث است. موضوعی که با دکتر جواهری دربارۀ آن به بحث نشستیم، تأثیرات فردگرایی در زندگی فردی و اجتماعی افراد بوده است. نکات مثبت و منفی رفتاری در دو جامعۀ جمعگرا و فردگرا از موضوعات مورد تأکید او بود و نهایتاً اینکه تعارضات حاصل از سوق یافتن جامعهای جمعگرا چون ایران، به سوی جامعهای فردگرا در این مصاحبه مورد مداقه قرار گرفت.
در فضای روانشناسی تحلیلی، نظریهپردازان موضوعاتی را در این خصوص طرح کردند. مثلاً آلفرد آدلر میگوید یکی از خصوصیات افراد، تلاش برای برتری یافتن در جامعه است و به عبارتی دیگر، آنها میخواهند «کسی شدن» را تجربه کنند. این فرایند در کودکی آغاز میشود. کودکان کوچک و آسیبپذیر هستند و به بزرگسالان وابستهاند و نسبت به آنها احساس ضعف میکنند. در فرایند رشد، کودکان برای جبران این احساس ضعف و وابستگی و برای تجربۀ حس برتری تلاش میکنند. حال در این مسیر رشدیافتگی، آدلر شخصیت بیمارگون را مختص افرادی میداند که نتوانستهاند به شیوهای که از لحاظ اجتماعی سازنده است به برتری برسند. بیتوجهی در خانواده، بهرهکشی و سلطهگری از دلایل این روند هستند که همۀ اینها باعث میشود فرد به دیگران در اجتماع بیتوجه باشد و یا حتی در جهت نفع شخصی، در صدد صدمه زدن به دیگران برآید.
در حوزۀ توجه به دیگری هم آدلر در مسیر رشدیافتگی انسان، موضوع social interest (علاقۀ اجتماعی) را مطرح میکند. یعنی افراد در عین حال که به دنبال برتری هستند، مفهومی با عنوان علاقۀ اجتماعی هم در خود پیدا میکنند. اگرچه در مورد اینکه میزان علاقۀ اجتماعی در افراد به چه میزان به ژنتیک برمیگردد و چه میزان به محیط، بحثهای فراوانی طرح شده اما همواره بر این تأکید شده که علاقۀ اجتماعی را میتوان کمکم در زندگی یاد گرفت و افزایش داد. علاقۀ اجتماعی یعنی علاقه و میل به کمک کردن به دیگران؛ یعنی مشکلات و مسائل دیگرانِ جامعه هم برای فرد مهم باشد. بنابراین موضوع علاقۀ اجتماعی یا دیگرخواهی هم در بین نظریهپردازان به طور جدی مورد اشاره قرار گرفته که یکی از نشانههای رشد است. حال اینکه اثر محیط در ایجاد علاقۀ اجتماعی بیشتر است یا ژنتیک، بحثی است که همیشه مطرح بوده و نمیتوان با قطعیت نتیجه گرفت. چراکه انگار برخی ذاتاً دیگرخواهی در آنها قویتر است. مثلاً یک برادر و خواهر تربیت خانوادگی مشابهی دارند اما نوع برخورد آنها در مواجهه با دیگری ممکن است متفاوت باشد. ولی در عین حال، قطعاً المانهای تربیتی و محیطی را هم نمیتوان نادیده گرفت. مثلاً بچه باید از بچگی یاد بگیرد که وقتی کسی خواب است سروصدا نکند، نباید در خیابان زباله بریزد، باید به مستمندان کمک کند، باید با حیوانات مهربان باشد و … اینها یعنی توجه و رشد در علاقۀ اجتماعی.
در روانشناسی مثبت (positive psychology) هم بحث Character Strengths (توانمندیهای منش) مطرح است. هر فرد نقاط قوتی در شخصیت خود دارد. بعضی از آن نقاط قوت را در ارتباط با دیگری تجربه میکند. بعضی از این توانمندیهای منش مربوط به صفاتی میشود که مرتبط با دیگرخواهی است.
در همین رابطه، مفهومی در رواندرمانگری داریم با عنوان همدلی که از مفاهیم اساسی و پرکاربرد در درمان است. در عین حال، همدلی و توانایی در ابراز آن محدود به درمانگران نمیشود. همۀ آدمها باید با هم همدلی داشته باشند و این هم از کیفیت رفتاری آدمهای رشدیافته و یکی از مهارتهای ارتباطی در جامعه است. همدلی نوعی «بودن» است، به این معنی که من بتوانم خودم را جای طرف مقابل بگذارم و حال او را درک کنم و این درک را به طرف مقابل انتقال بدهم. وقتی کسی فقط درگیر مسائل و خواستههای خودش باشد، خیلی نمیتواند «بودن» همدلانهای در جامعه داشته باشد.
پس ما یک سری مباحث در روانشناسی مرتبط با دیگرخواهی داریم که در مقابل خودخواهی قرار میگیرد. از علاقۀ اجتماعی که ادلر بیان میکند بگیرید تا character Strengths که در روانشناسی مثبت مطرح میشود تا مفهومِ عمومی همدلی که در رواندرمانی مطرح است. در همۀ این موارد اگر فرد یک شخصیت رشدیافته داشته باشد، دیگران و نیازهای دیگران برایش مهم میشوند.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
