

ارتباطات مشدد در عصر اینترنت این توهم را به وجود میآورد که فرد میتواند »همهجا« باشد اما این »همهجا« معنای دیگری نیز میتواند داشته باشد: »هیچجا«!
نگاهی نو به فردگرایی شبکهای با تمرکز بر مفهوم «انسان بیشمرتبط»
نویسنده
یحیی شعبانی
ارتباط و بیشارتباط
اینترنت در حکم نظامی فنی-اجتماعی فقط ابزاری برای ارتباط نیست، بلکه به دگردیسیهای ماهوی در ماهیت انسان و جامعه میانجامد. به زبان سادهتر، اکنون در آستانۀ تغییری ماهوی در نحوۀ زیست انسان قرار داریم. ما انسانها در عصر فضای مجازی، فقط یک ابزار ارتباطی دیگر به الباقی ابزارها اضافه نکردهایم، بلکه تغییرات کمّی در حجم و سرعت اطلاعات و دادهها به تغییری کیفی در ویژگیهای آدمی منجر شده است. جهان کنونی جهانی با ارتباطات فراوان و حتی بسیار فراوان نیست، بلکه جهانی بیشمرتبط (hyperconnected)[1] است. پیشوند «بیش» (hyper) در این تعبیر نشان از نوعی ارتباطزدگی مفرط دارد. جهانِ بیشمرتبط، انسانِ بیشمرتبط میسازد؛ چنانکه ساخته است. اما انسان بودن در عصر دیجیتال یا جهانِ بیشمرتبط چگونه است؟ یک رویکرد برای تعریف چنین انسانی، نگریستن به «جایی» است که در آن میزیَد و حس تعلق انسان به این «جا». پیشتر میگفتیم انسان در «گروهی» یا «جماعتی» با مرزهای به دقت تعریف شده و مستحکم میزیَد و جامعهای که پیرامون آن سامان مییابد را جامعۀ گروه-محور مینامیدیم، اما امروزه به روشنی میتوان دید که انسان در شبکههایی شل و ول و تقطیعشده میزید که روابط میانشخصی بین افراد را دگرگون نموده است.
شهروند و نتوند
ما ساکنان شهرهای واقعی با ظهور و گسترش اینترنت به ساکنان شهرهای نامرئی بدل شدهایم؛ به عبارتی، ما شهروندان به شهروندان اینترنت و شبکه بدل شدهایم. از این روست که شاهد دگردیسی مفهوم «شهروند» (citizen) به «نتوند» (netizen) هستیم. مهمترین مشخصۀ «شهروند» تعلق وی به گروههایی است که اولاً دارای بافت متراکماند و ثانیاً قید و بند مستحکمی دارند. اما مهمترین مشخصۀ «نتوند» تعلق وی به شبکههایی است که اولاً دارای بافتی پراکندهاند و ثانیاً قیدوبندی آزادانه و تا حدی شلوول دارند. چنانکه پیداست، در اینجا شاهد دگرگونی در مؤلفۀ جغرافیایی شهر و شهروندی هستیم. طبیعی است که شهروندی در سلسلهمراتبی مستحکم و ایستا محقق میشود؛ گرد هم آمدن شهروندان در لایههای متکثری رخ میدهد که به تشکیل دستهها و گروههای محلی و منطقهای میانجامند. این دستهها نیز به نوبۀ خود با دستهها و گروههای مرکزی در ارتباطاند و اینها نیز با دولتی مرکزی. پس عضویت و تعلق شهروندان در گروهها و دستهها، صورتی سلسلهمراتبی و ایستا دارد. اما برخلاف آن در وضعیت نتوندی به دلایل بسیار، فرد میتواند از هرگونه سلسلهمراتب محلی، نهادی و گروهی فراتر رود و محدودیتهای دسته و گروه محلی و مرکزی را پشت سر بگذارد و نسبتی پویاتر با اشخاص و نهادهای دیگر برقرار کند. پس در اینجا شاهد گذار از جامعهای مبتنی بر گروههای کوچک به جامعهای منعطف هستیم که مبنای آن ارتباطات شبکهای بین افراد و نهادها است. بدین ترتیب، چنان که پیداست مفهوم «همسایگی» معنایی غیرجغرافیایی مییابد؛ مثلاً من به عنوان فردی ساکن تهران در ارتباطی شبکهای «مجاور» فردی ساکن آمستردام خواهم شد و در «حضور» او خواهم بود. بدیهی است که در اینجا «حضور» با تمام اشکال کلاسیک خود تفاوت ماهوی دارد. حضور در شکل کلاسیک، مبتنی بر نزدیکی فیزیکی است. حال آنکه در اینجا حضور اساساً حضور از دور یا به عبارتی «دورحضوری» (teleperesence) است.
[1] . ترجمۀ این عبارت به بیشمرتبط نیاز به توضیح دارد. پیشوند hyper به طور کلی به معنای «داشتن بیش از اندازه از یک کیفیت» است. مثلاً عبارت hyperactive به معنای بیش از اندازه فعال بودن یا به طور خلاصه «بیشفعال» است یا عبارت hypersensitive به معنای بیش از اندازه حساس بودن است. به همین دلیل، بهترین معادل برای اصطلاح hyperconnected بیشمرتبط است. در همین چارچوب، اصطلاحات مشابهی مثل hyperreality یا hyperhistory را میتوان به بیشواقعیت یا بیشتاریخ ترجمه نمود.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
