

در بلندمدت، بیخانمانی بیش از هر چیز با دو کلیدواژه گره خورده است: شغل و مسکن. بیخانمانها برای تهیۀ مسکن پایدار باید توانایی پرداخت اجارهبها را داشته باشند
مروری بر تجربیات موفق بینالمللی در سیاستگذاری مقابله با بیخانمانی
نویسنده
سیدمحمدرضا دادگستر
ژاپن و رسیدن به عدد 0.3 بیخانمان در هر 10 هزار نفر
ژاپن تنها کشور جهان است که نرخ بیخانمانی آن در حدود صفر درصد جمعیتش است؛ این در حالی است که در دهۀ 2000، این کشور بهشدت با مشکل بیخانمانی دستوپنجه نرم میکرد. نقطۀ آغاز افزایش شدید آمار بیخانمانی ژاپن، ترکیدن حباب املاک و مستغلات در این کشور بود. بازار مسکن این کشور در سالهای 1986 تا 1991 تورمی بیسابقه را تجربه کرد و ارزش داراییهای صاحبان خانهها بهشدت بالا رفت. اما با ترکیدن این حباب، بسیاری از آنها خانههایشان را از دست دادند. دولت این کشور در موج اول مقابله با مشکل بیخانمانی کامیابی چندانی را کسب نکرد و با وقوع بحران مالی 1998 آسیا وضعیت بدتر شد. ژاپن در سال 1999، 20 هزار و 451 بیخانمان داشت، این رقم در سال 2003 به 25 هزار و 296 نفر رسید که نقطۀ اوج این مشکل بود. اما در سالهای بعد بهطور مرتب این رقم روند کاهشی را طی کرد تا سال 2020 که به 3 هزار و 992 نفر کاهش یافت که حدود صفر درصد از جمعیت 125 میلیون نفری ژاپن است.
در ژاپن تکدیگری مجاز نیست و حتی ممکن است جرم محسوب میشود. همچنین، تعصب اجتماعی گستردهای بر جامعۀ ژاپنی حاکم است که تنها خود افراد بیخانمان را مسئول وضعیت نامطلوب آنها میداند. نظام سیاستگذاری اجتماعی ژاپن نیز تا سالهای طولانی متأثر از این انگارهها بود؛ اما وقوع بحران مالی 2008 که بسیاری از ژاپنیها را در وضعیت آسیبپذیری قرار داد، باعث شد تا این نگرش نسبت به فقر و بیخانمانی تعدیل شود و مقامات، برنامههای کمک اجتماعی را در سطوح وسیع بهاجرا دربیاورند.
ابتکارهای دولت ژاپن در مقابله با بیخانمانی شامل مواردی نظیر دورههای آموزش و مهارتافزایی برای افراد بیخانمان بالای 50 سال، عرضۀ مشوق به بنگاههای اقتصادی برای جذب آنها، ارائۀ یارانه برای اجارۀ مسکن و کمکهای غذایی مستقیم برای محرومترین افراد بود. البته شماری از انجمنهای مبارزه با فقر از رویکرد ناکافی و غیرانسانی دولت ژاپن درزمینۀ حل مسئلۀ بیخانمانی انتقاد کردهاند؛ مثلاً سالهاست که معماری فضاهای شهری ژاپن با هدف جلوگیری از نشستن یا خوابیدن افراد بیخانمان در حاشیۀ خیابانها انجام میشود. همچنین، میتوان به مخالفت دولت با ایدۀ اختصاص مراکز اقامتی دهکدۀ المپیک 2020 توکیو به افراد بیخانمان در دورۀ تعویق مسابقات المپیک اشاره کرد.
نگاهی به تجربۀ فنلاند
فنلاند در زمرۀ کشورهای مشهور درزمینۀ مقابله با مشکل بیخانمانی است. این کشور در دهه 1980 درگیر معضل بیخانمانی شده بود و 18 هزار نفر در اواخر آن دهه جایی برای سکونت نداشتند. اما وضعیت در سال 2007 تغییر کرد؛ تیمی از متخصصان در وزارت محیط زیست این کشور در سال 2007 استراتژی اول مسکن (Housing First) را طراحی کردند که رویکردی نوین برای مقابله با بیخانمانی بلندمدت بود. طبق برنامۀ دولت فنلاند در آن سال، قرار شد که بیخانمانی بلندمدت تا سال 2011 نصف و تا سال 2015 ریشهکن شود. اگرچه هدف اصلی بلندپروازانۀ این برنامه، یعنی ریشهکن کردن بیخانمانی بلندمدت تا سال 2015 تحقق پیدا نکرد، اما فنلاند گامهای بلندی در این زمینه برداشت. طبق آخرین آمار، تعداد بیخانمانهای فنلاند در سال 2021 برابر با 4 هزار و 341 نفر است که فاصله زیادی با آمار 18 هزار نفری دهۀ 1980 دارد.
تا پیش از سیاست اول مسکن، فنلاند با راهکارهای کوتاهمدت مثل تأسیس سرپناهها و خوابگاههای شبانه به سراغ علاج مشکل بیخانمانی میرفت. همچنین، نگرش حاکم بر دستگاه سیاستگذاری این بود که بیخانمانی مشکل برخاسته از مسائل شخصی فرد است؛ اما با رویکرد جدید، داشتن مسکن بهعنوان حق اساسی برای هر فرد بهرسمیت شناخته شد و اینگونه بود که فنلاند تبدیل به تنها کشور اروپایی شد که آمار بیخانمانهای آن در سالهای اخیر کاهش یافته است. محور استراتژی اول مسکن، تبدیل ارائه مسکن اجتماعی اجارهای به افراد واجدالشرایط به همراه تیمهای پشتیبانی سیار بود که نیازهای رفاهی و آموزشی ساکنان را پاسخ میدادند.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
