

وقتی به دانشآموزان این طور القا میشود که حتی این تست هم میتواند سرنوشت آیندۀ تو را تغییر دهد، بدون شک حتی به صمیمیترین دوست خود هم به دیدۀ یک رقیب نگاه میکند
گفتوگو با سه معلم دربارۀ الگوهای فردگرایانه در ساختار آموزشی و تربیتی کشور
گفتوگو کننده
زهرا طاهری
نسبت میان نظام آموزشی و فردگرایی را میتوان یکی از نقاط مهم و قابل بررسی در کشور دانست. به این معنا که انگارههای مسلط در نظام آموزشی، شیوۀ تحصیل و فرآیند آموزشی، چگونه موجب میشوند تا دانشآموزان پس از خروج از نظام آموزشی، فردگراتر باشند. بخشی از این فرآیند را میتوان به اختصار تقدم تعلیم بر تربیت دانست.
اما بهصورتکلی پرسش اصلی سطور پیش رو آن است که، نظام آموزشی تا چه میزان موجب فردگراتر شدن دانشآموزان میشود؟ از این رو، برای بررسی این مسئله به سراغ معلمان و مشاورانی از مناطق مختلف آموزش و پرورش شهر تهران با وضعیت اقتصادی و رفاهی متفاوت رفتیم تا بتوانیم ببینیم که لایۀ میدان، یعنی معلمان و مشاوران پایه که بیش از همه با دانشآموزان درگیرند، چه پاسخی به این پرسش دارند.
من از ابتدای دهۀ هفتاد وارد آموزشوپرورش شدم و در حدود 30 سال سابقۀ کاری خود، در مقاطع مختلفی مشغول فعالیت بودم. تجربه من نشان میدهد که دانشآموزانی که در دهۀ هفتاد با آنان سروکار داشتم، به نظرم خیلی موفقتر از نسلی بودند که امروزه با آنان در ارتباط هستم. البته از نقش معلمان نباید غافل شد. چون معلمان میتوانند تأثیر زیادی روی دانشآموزان داشته باشند که کار گروهی را انجام دهند تا به سمت رفتارهای فردگرایانه سوق پیدا نکنند. متأسفانه از اواسط دهۀ هشتاد به دلیل فشارهای اقتصادی و معیشتی، اختلاف سطح درآمدی شدیدی میان معلمان و دیگر مشاغل پیش آمد که شاهد چندشغله شدن این صنف آموزشی شدیم. از این رو، دیگر معلمان نتوانستند اثرگذاری چندانی را بر دانشآموزان داشته باشند. متأسفانه در سالهای اخیر و بعد از کرونا هم بدتر شده است، والدین نسبت به تربیت فرزندان خود بیخیال شدهاند و حتی دورۀ آموزشی هم نمیبینند که چگونه با فرزند خود رفتار کنند.
بعد از خانوادهها، آموزشوپرورش هم در این مقوله عملاً نقشی ندارد. فراگیر شدن فردگرایی در دانشآموزان، در سایۀ غفلت خانوادهها و نظام آموزشی، تبعات زیادی دارد. از تبعات فردگرایی نسل فردای ایران میتوان به این مسئله اشاره کرد این دانشآموزان در آینده قادر به انجام دادن کار گروهی نیستند و یک کار تحقیقی را نمیتوانند با هم به انجام برسانند و در خیلی از موارد تنها به فکر منافع خودشان هستند و حتی به نظرم نمیخواهند کاری انجام دهند. چراکه خودخواهند و تنها به فکر منافع خود هستند و منافع جمعی برایشان اهمیتی ندارد. وضعیت در دهۀ هفتاد و هشتاد که من در منطقۀ جنوب شهر تهران فعالیت داشتم، اینقدر بد نبود و فردگرایی را چنین پررنگ نداشتیم و با توجه به بالا بودن اعتقادات مذهبی خانوادهها، اصلاً با چنین مسئلهای روبهرو نبودیم. اما ادر سالهای اخیر، حتی در مناطق مرکزی و پایینشهر تهران هم به جایی رسیدهایم که دیگر حس همکاری و کار تیمی وجود ندارد. به نظرم این مسئله اکنون بالاشهر و پایینشهر و مرکزشهر ندارد.
به نظر من مشکل اصلی در فردگراییِ نسل فعلی، به تربیت خانوادهها برمیگردد. اولاً اینکه تعداد فرزند در خانوادهها کم شده است و این باعث میشود که فرزندان خودخواهتر بار بیایند. مسئلۀ تکفرزندی که اکنون در خانوادهها شاهد آن هستیم یکی از عوامل فردگرایی است. این مسئله از خانوادهها شروع میشود و در مدرسه نیز ادامه دارد. اصلاً در مدرسه کار تیمی وجود ندارد و حتی در تکلیفهای پژوهشی هم که انجام میشود، شاهدیم که یک نفر تمامی کارها را انجام میدهد و باقی اعضای تیم در حد خریدن طلق و شیرازه برای تحقیق مشارکت دارند.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
قیمت: 5,000 تومان
