

دستيابى به درآمدهاى زودرس، ناگهانى و توقّعات بالاى برخی شهروندان براى اشتغال در شغلهاى پردرآمد، عامل گرايش آنان به سمت اين گونه سيستمهاى بازاريابى كاذب شده است
بررسی پیوند میان بازاریابیهای شبکهای و فردگرایی
نویسنده
حامد سرلکی
تب تند بازاریابیهای شبکهای روزگاری کشور را چنان درنوردیده بود که هر روز و هر ساعت، خبر از شکل گرفتن یک هستۀ بازاریابی با ایدههای مختلف در کشور به گوش میرسید. آن تب بعد از مدتی فروکش کرد، اما ایدۀ شرکتهای هرمی که روزگاری با کلاهبرداری آشکار به دنبال ره صد ساله، یک شبه پیمودن بودند، امروز حالا خود را در قالب ایدههای «نتورک مارکتینگ» بازیافته است. قصۀ ورود این طرحها به ایران که به طرحهای هرمی یا در اصطلاح، شرکتهای هرمی شهرت یافته بودند، در چند موج رخ داد که موج اول آن از سال ۱۳۷۸ وارد ایران شد. این شرکتهای هرمی با وعدۀ پولدار شدن، فعالیت خود را سریعا آغاز کردند. برخی افراد فرصتطلب و سودجو تنها با هدف کسب فرصتهای درآمدزایی، بدون هدف و مسیری مشخص، این شرکتها را به منزلۀ پدیدهای نوظهور به عرصۀ کسب و کار و اقتصاد ایران وارد کردند که به مرور زمان، اشکالات اساسی و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی فعالیت آنها بر همگان از جمله صاحب نظران فن هویدا شد و تا پایان قهری آن در سال ۱۳۸۹ سبب ثروتمند شدن عدهای بسیار کم و ضرر اقتصادی بیشتر اعضا و در نهایت، شکلگیری پروندههای قضایی متعدد گردید. تعداد زیادی از این افراد که بیشتر لیدرهای اولیه بودند و نتوانستند از کشور خارج شوند، دستگیر شدند و اموال کسبشدهشان مصادره و بین کسانی توزیع شد که پولشان را از دست داده بودند. بعدها بازاریابی هرمی در اشکال جدید دوباره فعالیت خود را شروع کرد؛ اما این بار با مجوزهای قانونی از طرف وزارت صنعت، معدن و تجارت فعالیتهای خود را گسترده کرد؛ به گونهای که حوزههای مختلف تجاری و اقتصادی را پوشش میداد. برخلاف شرکتهای هرمی دهۀ ۸۰، شرکتهای بر آمده در دهۀ ۹۰ ویژگیهای جدیدی داشتند. آنها به سیستمی جوان و زنانه تبدیل شدند که هدفشان جذب جوانان و زنان کمدرآمد یا بیدرآمد بود. تعدادی از آنها از کلمۀ بازاریابی شبکهای به جای واژۀ قدیمیتر و معمول در بازاریابی چندسطحی استفاده میکردند تا بدین طریق زمزمههای مبنی بر ماهیت ناسالم و هرمی بودن آنها نادیده گرفته شود. تجارب پژوهشگران نشان دهندۀ درست بودن این زمزمه هاست و به نظر می رسد این شرکت ها با شکلی جدید و فرمولی قدیمی فعالیت خود را آغاز کردهاند. در این میان مراحلی که شخص از آشنایی با سیستم تا فعالیت در این شرکتها طی میکند، به طور کلی و خلاصه به قرار زیر است: دعوت به جلسه معرفی سیستم؛ پرزنت و معرفی سیستم؛ پیگیری اولیه و پاسخ به ابهامات و ایرادات؛ در صورت موافق نبودن فرد پرزنت شده، ادامۀ پیگیریها؛ در صورت موافق بودن فرد پرزنت شده، ثبتنام، خرید، تعهد و عقد قرارداد با شرکت در سایت شرکت انجام میشود.
ماجرای این شبکههای بازاریابی را میتوان از طرق مختلف به محک بررسی و سنجش گذاشت اما شاید یکی از مغفولترین زوایای بحث از این شبکهها، نقش تسلط گزارههای فردگرایانه در جامعه و گرایش مردم به این شبکهها باشد. اثرفردگرایی بدین معنا است که افراد بهرغم آنکه درفرآیند سودزایی، یعنی مشروط شدن دائمی سود میافتند، به سودای بیشینه کردن هرچه بیشتر سود شخصی خود، حاضرند دیگران را نیز به این ورطه بکشانند.
زيانهاى اين نوع شركتها بر پيكرۀ اقتصاد را از دو بُعد بايد بررسى كرد: در نگاه اوّل شكل آشكار قضيّه يعنى خروج ارز است. اين تجارت به ظاهر پرسود و بیصدا، پيامد پنهان ديگرى نيز به دنبال دارد. اما در بُعد دوم، بخش اعظمی از نیروی کار جوان در كشور ما که از بيكارى رنج مىبرند، چنانچه توجّه آنان به اين سمت كشيده شود، معلوم است كه چه فاجعهاى از منظر میل به سوداگری کاذب به دنبال خواهد داشت. اما متاسفانه دستيابى به درآمدهاى زودرس، ناگهانى و توقّعات بالاى برخی شهروندان براى اشتغال در شغلهاى پردرآمد، عامل گرايش آنان به سمت اين گونه سيستمهاى بازاريابى كاذب و غير علمى شده است.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.