

من تنها سهمم را از جامعه میخواستم. وقتی ببینی خیلی راحت دیگران مقابل چشمت قانون را زیر پا میگذارند، با خودت میگویی من چرا باید به قانون احترام بگذارم؟
گفتوگوهایی بدون روتوش با چهار بزهکار که صریح و شفاف از چراییِ بزهکاریشان میگویند
گفتوگوکننده
سید میلاد حسینی
سن: 46 ساله
اتهام: سرقت لوازم داخل ماشین
نام مستعار: کامران
سرقت انواع مختلفی دارد؛ حتی سرقت ماشین. اما من از آن سارقان بیرحم نبودم که همه چیز را بردارم و به فکر مالباخته نباشم. همیشه به خودم اینطور میگفتم که دارم سهم خودم را از چیزی که باید به من میرسید برمیدارم. بالاخره تعارف که نداریم، این را نباید نادیده گرفت که اگر ثروتمندان درست برخورد کرده بودند و سهم فقرا از ثروت جامعه را داده بودند، فقط یک طبقۀ اجتماعی وجود داشت. آن هم طبقۀ اجتماعی متوسط بود؛ یعنی بالاخره همه شبیه به هم داشتند. بگذریم! من وسایل داخل خودرو را برمیداشتم و ماشینها را رها میکردم تا مالباخته خیلی خسارت نبیند. حالا این را هم بگویم که جلوگیری از سرقت کار سختی نیست، نه برای سازندگان خودرو و نه برای برقرارکنندگان امنیت. اما یکجورهایی در کشور، هر کسی کارش را به گردن دیگری میاندازد. مثلاً اگر سازندگان خودرو یکسری موارد ایمنی را در ساخت خودرو رعایت کنند، میتوانند بهراحتی جلوی خیلی از سرقتها را بگیرند.
دزدی هم اصلاً کار راحت و بیدردسری نیست. البته؛ در دزدی ترس هست، دوربینهای مداربسته چهرهات را میگیرند و مأموران هم برای بازداشتت تلاش میکنند. اما چون تعداد مأمور کم است و تقریباً گشتها گسترده نیست و تا حد زیادی زمان سرقت هم که کم است و در چند ثانیه میتوان نقشه را اجرا کرد، ترس جای خودش را به جرأت میدهد. برای دزد البته همیشه ترس از بازداشت وجود دارد و بازداشت شدن خوب نیست، و زندان هم کلاً جای بدی است. من 5 بار تا به حال بازداشت شدم و از ندامتگاه کرج گرفته تا تهران بزرگ رفتهام. خیلی هم در زندان سخت میگذرد و توهینهایی که به انسان از سوی همسلولیها و همبندیهایت میشود صد مرتبه از خود حبس بدتر است. اما جامعه پذیرای کسی که سابقه دارد نیست. وقتی میآیی بیرون و باید رد مال بدهی، نیاز به درآمد و کار داری اما چون مهر سابقهداری به پیشانیات است، کسی به تو کار نمیدهد. تا دیروز که زندان نیفتاده بودی و هزار تا خلاف میکردی و کسی باخبر نبود، آدم خوبی بودی؛ همین که زندان افتادی، شدی بدترین آدم دنیا!
بیرون آمدن از زندان هم کار دشواری نیست. از بیرون میتوانی سند تهیه کنی. صدی 10 تومن؛ یعنی برای هر 100 میلیونی، 10 میلیون تومان میگیرند. مثلاً اگر وثیقهات 500 میلیون باشد، 50 میلیون میدهی و یک سند میگیری. 50 میلیون میدهی برای سندی که نمیدانی جعلی است یا کسی آن را فروخته یا سرقت شده است. البته برای ما هم اصلاً اهمیت ندارد. مهم این است که وقتی برنگردی و سند به اجرا دربیاید، پای تو گیر نیست. به همین دلیل با خیال راحت میروی دنبال بزه بعدی، که هم منبع درآمدی باشد و هم بتوانی رد مال شکات قبلی را بدهی. دوباره که بازداشت شدی، یک سند جدید میگیری و دوباره مرخصی و دوباره روز از نو … و هر بار حرفهایتر از دفعۀ قبل میشوی. هر بار که بزه بعدی را شروع میکنی، میدانی چه شد که سری قبل بازداشت شدی و آن اشتباه قبلی را دوباره تکرار نمیکنی. کلی هم لم و شیوه و شگرد یاد میگیری و بعد از آزادی آنها را اجرا میکنی. شاید به خودتان بگویید چه زندگی ظالمانهای! اما وقتی چارهای نیست، باید به این شرایط تن بدهم. برای همین هم وقتی که چند باری پایت به زندان باز شود و بیرون بیایی، متوجه میشوی که حالا همچین هم دستگیر شدن ته دنیا نیست. بدترین کارها را هم که بکنی، زبل باشی و دم به تله ندهی، کسی با تو کاری ندارد. دستگیر هم که بشوی خیلی بهتر است.
وقتی منِ سابقهدار، با کلی بدهی مواجه هستم، دیگر جامعه، من را به چشم عادی نمیبیند و میدانم که زندگی قانونمند به هیچ کارم نمیآید. خب مجبورم که دنبال کار خلاف بروم. تا کی باید عادی زندگی و کار کنم که بتوانم به نیازهای اولیهام برسم؟ از طرفی سرقت یک ضبط و باند، یا لاستیک حتی برای کسی که یک پراید سادۀ مدل قدیمی دارد خیلی ضرر نیست و به او آسیب چندانی نمیرساند که مثلاً بخواهد ورشکسته شود.
سن: 26
اتهام: سرقت موتورسیکلت
نام مستعار: شهاب
خیلی وقت نیست که خلاف میکنم، فکر کنم دو سالی میشود. در این دو سال برای سرقتهایی که مرتکب شدم کلاً 5 بار دستگیر شدم. یک وقتهایی مثلاً در پنجمین سرقت و یک وقتهایی در چهلمین سرقت بازداشت میشدم، اما در این دو سال، سرجمع 5 بار بازداشت شدم و خب یک زمانهایی هم در این دو سال آزاد بودم که هیچ خلافی نمیکردم یا اینکه پلیس هنوز مرا شناسایی نکرده بود. هر بار هم که بازداشت شدم، سند گذاشتم و بیرون آمدم. الان هم که دارم با شما صحبت میکنم، هنوز زمان محاکمۀ هیچکدام از جرمهایی که مرتکب شدهام نیامده و نمیدانم برای سرقتهایم چقدر زندان برایم بریدهاند.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.