

نکتۀ مهم در رابطه با کنترل ناامنی و خشونت در خانواده و اجتماع، مسئلۀ شبکۀ حمایتگر است. به هر میزان که شبکۀ حمایتگر در جامعه سست شود، خشونت و ناامنی افزایش پیدا میکند
نگاهی به مسئلۀ خشونت و ناامنی از زوایۀ خانواده و زنان، در گفتاری از محمود علیگو، رئیس پیشین اورژانس اجتماعی کشور
گفتار
محمود علیگو
برای موضوع ناامنی اول باید بپرسیم که اولین هستۀ امن باید کجا باشد؟ یکی از نقاط بحرانی در تحلیل مسائل اجتماعی این است که مسائل اجتماعی اصولاً فردمحور طرح و بررسی میشوند؛ در صورتی که چالشهای ما مبتنی بر افراد نیست و عمدۀ چالشها مبتنی بر هستههای اولیه هستند که مهمترین هستۀ اولیه خانواده است و این چالش خانواده را بهصورت جدی در ایران داریم.
چرخۀ توقعات فزاینده و ناامنی
وقتی دربارۀ امنیت حرف میزنیم، آیا میتوانیم بگوییم که خانه برای زن و بچه و مرد امن است؟ این سؤالی است که باید به آن پاسخ کارشناسی داد. ما فعلاً در میانگینهای جهانی وضعیت خوبی داریم ولی نسبت به خودمان یک وضعیت در حال بحرانی شدن داریم. یعنی اینکه اولاً نسبتهای درون خانواده مستحکم و پایدار نیستند که خب وقتی فردگرایی گسترش پیدا کند، منجر به این میشود که بنیان خانواده آسیب ببیند. چون آدمها نمیتوانند با هم «ما» شکل بدهند و دائماً منهای متکثرند؛ پس به نیازهای اولیه در خانواده پاسخ داده نمیشود.
ثانیاً بعد از مسئلۀ نسبتهای ناپایدار، ما معضل اقتصادی هم داریم. یعنی یکی از دلایل اینکه به نیازهای اولیه در خانه پاسخ داده نمیشود، وجود بحران اقتصادی است. بنابراین، ما در حوزۀ خشونت، خشونتهای خانگی و ناامنی فضای خانواده داریم که مقدمۀ بحث بود؛ ولی بحثی داریم به نام خشونتهای اجتماعی که در این نوع خشونت، علل پیدایی، خیلی به ساختارهای معیوب باز میگردد؛ درواقع ما در کشور خیلی فرایندهای خشونتزا داریم. از ساختارهای اداری تا موارد دیگری که دیدهایم. یا مثلاً یکی از مدلهای ساختاری خشونتزا، مبلمان شهری، گرههای شهری زیاد و وضعیت حملونقل است. اینها چیزهایی است که به صورت اتوماتیک، خشونتزایی و در نتیجه تولید ناامنی میکند. پس مهم است که این فرایندهای خشونتزا در جامعه را بشناسیم. در حوزۀ زنان و خانواده، یکی از آن فرایندهای خشونتزا که برای زنان اتفاق میافتد، ناامنی قانونی زنان است. مثلاً اورژانس اجتماعی دربارۀ یک کودک آزاردیده در شرایط بحرانی و ویژه میتواند مداخله کند و بعداً حکم قضاییاش را بگیرد. اما هرگز برای یک زن نمیتواند این کار را کند چون نقص قانونی وجود دارد. لذا یکی از موارد بازتولید ناامنی، نواقص قانونی است و نواقص قانونی باعث میشود که فرآیندهای اجرایی، کارکرد درست نداشته باشند. باز برای مثال اگر اورژانس اجتماعی در یک مورد همسرآزاری مداخله کند، فردی که خشونت را مرتکب شده، میتواند از همکار ما شکایت کند. پس فرآیند، ساختار و قانون اشکال دارد و در نتیجه، مداخلهکننده امکان مداخلۀ درست را ندارد.
من الان، از نظر علمی حرف نمیزنم؛ بلکه از اتفاقاتی که کف میدان افتاده صحبت میکنم. نکتۀ مهم دیگر در بروز خشونت و ناامنی، ناآگاهی افراد از حقوقشان است. یعنی خیلیها میگویند که پدر حق خون بچهاش را دارد و یا اگر مرد اجازه ندهد، زن نمیتواند از خانه بیرون برود. در قانون این چیزها نیست و اگر زن مورد خشونت واقع شده باشد، میتواند از خانه بیرون برود و مانعی برای خروج از خانه ندارد. مثلاً به زن میگوییم چرا دفعۀ اول که شما را سوزاندند از خانه بیرون نرفتید؟ میگوید کجا میرفتم؟ موضوع بعدی این است که به افراد آموزش ندادیم که از شبکههای حمایتگر استفاده کنند. شبکۀ حمایتگر مثل مادر، پدر، خواهر، بردار، پدر، همسر، برادر همسر و دوستان که خیلی وقتها تماسهای اورژانس اجتماعی از این آدمها صورت میگیرد و همین شبکۀ حمایتی برای جلوگیری از آسیب دیدن کمک میکند.
بحث را در سطح خانواده و نقش آن در مسئلۀ ناامنی ادامه میدهم. ما نمیتوانیم بگوییم جامعه را صددرصد از عناصر خشونتزا پاک کنیم ولی میتوانیم نهادی طراحی کنیم به نام خانواده که آن نهاد کار آرامسازی را انجام دهد. طبیعی است که وقتی خودِ خانواده درگیر ناامنی و خشونت باشد، نمیتواند در برابر خشونت ساختاری جامعه هم تاب بیاورد. حالا خانوادهای که باید فرد را آرام کند تا فردا صبح باز با روحیهای تازه سر کار برود، خودش دچار نقصانهای ساختاری است که اولینِ آن، موضوع اقتصادی است. ما زندگی را برای خانوادههای ایرانی طراحی نکردیم و این نکته بسیار مهم است. باید دید زندگی یک خانوادۀ متوسط ایرانی چگونه طراحی شده است؟ این وجود ندارد و ما حتی نمیتوانیم دربارۀ شکل آن حرف بزنیم. یکی از ریشههای خشونت در جامعۀ ما، توقعات فزاینده است. الان زندگی 35 متری را دوهزار متری طراحی میکنند. زندگی دوهزار متری را 92 هزار میلیارد تومانی طراحی میکنند و طوری است که همیشه آدمها احساس عقبماندگی کنند و توقع فزاینده همیشه وجود دارد و این سم وضعیت جامعۀ ما است. جامعه برای فاصله گرفتن از خشونت، باید از این فضا فاصله بگیرد. در واقع سقف زندگی طراحی نشده و به همین دلیل توقع فزاینده دائماً در حال رخ دادن است. خیلی از خشونتها از سطح توقعات فزاینده است که اصلاً هم زنانه و مردانه نیست و نتیجهاش هم خشونت است و خشونت خود باعث اختلافهای جدید میشود.
برای مطالعه ادامه این مطلب باید آن را خریداری کنید
سبد خرید شما در حال حاضر خالی است.